شريعتمداري: ولي فقيه هر حركت مقابله با نظام را بي اثر مي كند- طنز – ابراهيم نبوي

شريعتمداري: ولي فقيه هر حركت مقابله با نظام را بي اثر مي كند.

حركت اول: مردم در انتخابات به نامزد مورد نظر رهبر نظام راي ندادند.

شيوه مقابله: تعدادي صندوق به غيبت كبري رفت و تعدادي آمار از آسمان نازل شد.

حركت دوم: مردم رهبر مافوق قانون را ناديده گرفته و به خيابانها رفتند.

شيوه مقابله: تعدادي بطري براي ماتحت مردمي كه مافوق را ناديده گرفتند به كهريزك رفت.

حركت سوم: تعدادي از سياستمداران كشور ممكن بود به كودتا اعتراض كنند.

شيوه مقابله: قبل از اينكه به نظرشان بيايد كه بايد اعتراض كنند، خودشان را در زندان ديدند.

حركت چهارم: آمريكا و اسرائيل تصميم به نابودي حكومت گرفتند.

شيوه مقابله: اعضاي سفارتخانه هاي انگليس و فرانسه دستگير شدند.

حركت پنجم: گروهي از مردم عليه رهبر در خيابان شعار دادند.

شيوه مقابله: رهبر هنگام تولد گفت ” ياعلي” و هر هفته به معراج رفت.

حركت ششم: گروهي از مردم به رئيس جمهور در خيابان گفتند دروغگو.

شيوه مقابله: رهبر گفت اين دروغگو از همه به من نزديك تر است.

حركت هفتم: رئيس جمهور وزير اطلاعات را بركنار كرد.

شيوه مقابله: زن رئيس جمهور به او حرام و دوستانش تحت تعقيب قرار گرفتند.

حركت هشتم: تعدادي از مردم سوريه عليه دخالت ايران در آن كشور شعار دادند.

شيوه مقابله: رهبر اعلام كرد همه انقلابها در همه جاي جهان به دستور رهبر اسلامي است.

حركت نهم: تعدادي از مراجع و روحانيون دولت را نامشروع خواندند.

شيوه مقابله: رهبر به قم سفر كرد و به زور به خانه بقيه مراجع رفت.

حركت دهم: گروهي از هنرمندان برجسته به حكومت اعتراض كردند.

شيوه مقابله: گروهي از هنرمندان درپيت از طرف رهبر جايزه گرفتند و به حج رفتند.

نتيجه گيري اخلاقي: مخالفان رهبري بي بصيرت اند، چون دو سال قبل از رهبر چيزي را مي فهمند كه او دو سال بعد مي فهمد.

نتيجه گيري سياسي: صندلي رهبر وقتي حفظ مي شود كه وقتي او اشتباه مي كند، ديگران زنداني بشوند.

نتيجه گيري اخلاقي: همه رهبران جهان بالاخره متوجه حقيقت مي شوند، بعضي در سه سال، بعضي در سيصد سال.

قانون جامع عدالت

محسن رضايي گفت: ” قانون جامع عدالت بايد تدوين شود.” پيش نويس قانون چنين است:

ماده اول: عدالت چيزي است كه رهبر امروز گفته است و ممكن است فردا چيز ديگري باشد.

ماده دوم: مردم كساني هستند كه حكومت را ستايش مي كنند.

ماده سوم: حق چيزي است كه حكومت لازم ندارد، و به مردم مي دهد.

ماده چهارم: ثروتمند كسي است كه مخالف حكومت است، حتي اگر فقير باشد.

ماده پنجم: پابرهنه كسي است كه حامي حكومت باشد، حتي اگر ده كارخانه كفش داشته باشد.

ماده ششم: سياست اقتصادي كاري است كه امروز صبح دولت تصميم گرفته انجام دهد.

ماده هفتم: برابري يعني ايجاد شرايطي كه همه عقب مانده ها جلو رفته و همه پيشروان سر جاي شان بنشينند.

Advertisements
This entry was posted in Uncategorized and tagged , , , . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s