دروغ سلطنت طلبان به سبک جمهوری اسلامی

معمولا عادت کردیم که دروغ‌های زیادی از رسانه‌های جمهوری اسلامی بشنویم، از فتوشاپ عکسها تا ترجمهٔ نادرست و سانسور بخشی از حقیقت ، اما این بار این جمهوری اسلامی نبود که متوسل به این روش‌های کثیف برای پنهان کردن حقیقت میشد بلکه این طرف داران رضا پهلوی بودند که با ترجمهٔ کاملا دروغ یک متن در عرض چند ساعت به صورت فضای اینترنت را از دروغ پر کردند جالب این که سایت‌های بد نامی‌ مثل خودنویس که بارها سلامت گردانندگان این سایت زیر سوال رفته نیز سردم داره پخش این خبر جعلی بودند، این دروغ‌ها درباره‌ای مصاحبه رضا پهلوی با مجله فوکوس آنلاین بود که در آن زمان سرو صدایی زیادی به پا کرد ، و رضا پهلوی برای فرار از پاسخگویی اعلام کرد که از مجله فوکوس آنلاین شکایت می‌کند و نوار مربوط به مصاحبه را پخش می‌کند اما همون طور که حدس زده شده بود این فقط دروغی بیش نبود و با گذشته ۱ سال از این قضیه هیچ خبری از شکایت رضا پهلوی نشد و تنها عده‌ای از طرف داران و حامیان رضا پهلوی با ترجمهٔ دروغ متن سعی‌ در پاک کردن صورت مساله داشتند و سعی‌ کردند مجله فوکوس آنلاین رو متهم به همکاری با حکومت ایران نشان بدهند، حال منتظر واکنش رضا پهلوی در مورد دروغ پراکنی تیم ایشان و همچنین مصاحبه‌ای فوکوس آنلاین هستیم

Advertisements
This entry was posted in Uncategorized and tagged . Bookmark the permalink.

6 Responses to دروغ سلطنت طلبان به سبک جمهوری اسلامی

  1. رضا پهلوی می خواهد با فریب مردم، باج دادن به سپاه و بسیج، توسل به قدرتهای خارجی و حمله نظامی به قدرت برسد:

    1- ناگفته هایی از «روابط محرمانه رضا پهلوی با C.I.A» در زمان «جنگ ایران و عراق» (سند)
    http://nagoftehayeiran.blogspot.com/2013/02/cia-reza-pahlavi-nytimes.html

    2- پشت پرده تماسهای تلفنــی «C.I.A» با «رضـا پـهلـوی»؟
    http://nagoftehayeiran.blogspot.com/2013/05/cia.html

    3- رضا پهلوی در گفتگو با فیگارو در دسامبر 2011:
    «Nous adoptons la procédure qui a été suivie dans le cas de Kadhafi.»
    «ما همان تمهیداتی را که در باره قذافی دنبال شد را برگزیدیم!»
    http://www.lefigaro.fr/international/2011/12/14/01003-20111214ARTFIG00560-reza-pahlavi-il-faut-juger-les-crimes-du-regime-iranien.php

    4- رضا پهلوی در گفتگو با فوکوس آنلاین در ژوئن 2012:
    «بنا به قانون شاه ایرانم.»
    «بسیاری از ایرانی ها حتی برای خلاصی از حکومت طرف مهاجمان خارجی را خواهند گرفت. وقتی مردم بعد از انتخابات مخدوش سال ۲۰۰۹ به خیابان رفتند و «اوباما – اوباما» سردادند و پلاکاردهایی به زبان انگلیسی رو به دوربین گرفتند این کار را نکردند که تمرین زبان کنند: پیامی بود که به غرب فرستادند!»
    http://www.focus.de/politik/ausland/krise-in-der-arabischen-welt/cyrus-reza-pahlevi-im-focus-interview-ob-ich-die-krone-tragen-werde-haengt-vom-willen-des-volkes-ab_aid_764055.html
    http://www.irandarjahan.net/سیاست/اینکه-آیا-من-تاج.html

    5- رضا پهلوی در گفتگو با لوموند در ماه مه 2013:
    «افراد زیادی هستند که در سیستم گیر کرده اند و دیگر به آن باور ندارند و می خواهند از آن خارج شوند، مخصوصا پاسداران انقلاب و بسیجی ها. باید به آنها تضمین داده شود که در ایرانِ فردا جایگاه خودشان را خواهند داشت.»
    http://www.lemonde.fr/proche-orient/article/2013/04/29/iran-nous-preconisons-la-desobeissance-civile-declare-reza-pahlavi_3168159_3218.html
    http://www.irandarjahan.net/سیاست/رضا-پهلوی-ما-مدافع.html

    6- آرزوهای محمدعلی شاهی
    http://news.gooya.com/politics/archives/2012/06/142507.php

    7-دروغهای سلطنتی رضا پهلوی
    http://mahmood-delkhasteh.blogspot.com/2013/02/blog-post_14.html

  2. Majid says:

    In tarafdarane estebdad eynehoo gorbehe morteza ali hasstand,agar fokos on line mozdoore jomhoorie eslami hasst in tofe sarbalaiee hasst beh sourat shahzadeh va khodeshan.Chera in agha raft va mosahebeh kard?

  3. Reza says:

    Dar hal hazer behtarin gozineh baraie Iran, Reza Pahlavi hast. Dar bein grouhaie opposition tanha kessi hast ke nessbatan ossoul democratie ro raaiat mikone. Ta be hal nadidam dast be takhrib shakhsiatha bezaneh, ta behal khianat be keshvar nakardeh (tamass dashtan ba CIA khianat nist, yek lazemast baraie har kessi mikhad kar siassi kone… kessaii ke khabar nadaran az khab bidar shan). Yek serri bikar neshastan balatarin va baghieh site ha ro por kardan az in dastan focus… vaghan bikarin hamatoun.

  4. nobody says:

    تًف به شرف نداشته هر چی‌ اسهال طلب ولایت مدار و تخم و ترکهٔ دگوریشون که مثل انگل از پول دزدی و خون مردم بی‌چاره ارتزاق می‌کنن و همهٔ ناراحتیشون از سیفونی هست که مردم کشیدن رو کلّ نظام و دیگه اسهالات جواب نمیده

  5. koohestani says:

    نصرت مشنگ

    امیری که بد نام نصرت مشنگ           بخورد و بخفت و خروشید همچون پلنگ
    ز دانش تهی و نگاهش دژم                    روان تیره‌گون و کلامش خدنگ
    تو گویی که شیر است وقت خورش           چو آمد به گسترده خوان رنگ رنگ
    دهان باز کرده چو دیو دمان                   ببلعد هر آنچه گیرد به چنگ
    از آن پس به هنگام اسایشش                  رها مینمود باد همچون تفنگ
    وزین بود و هیکل چو پیلان بزرگ            شکم چون تغار و دهان چون هونگ
    به وقت سیاست فرستاده بود               به اطراف و اکناف فحش و جفنگ
    بهنگام خشم و دشنام او                      بلرزید بر خویش شهر فرنگ
    نعیم  زاده سایه پرورده بود              ولیکن کلامش همه پر ز جنگ
    بجشن و به عیشش چه دلبسته بود   چو بسته به دریاست ماهی‌ نهنگ 
    به دهقان آزاد و دانشور رستگوی           ز جور و ز بی‌ دانشی عرصه تنگ
    خردمند و فرزانه خسته به بند              وزیران دزدش به وافوور و بنگ
    ز حرمان و فقر و ز بیداد او                نماند نامش به گیتی‌ جز به ننگ
    زبی مهرییش شهر ویران سرای   چنین بود  آئین نصرت مشنگ      
    Koohestani facebook : Ti koohestani

  6. koohestani says:

    قربان آباد
    مدتی این داستان تأخیر شد – مهلتی باید تا ماست شیر شد
    هر که خوانَد این نامه پر سوز را – ببیند شرح حال مردم امروز را
    تواریخ نیز جز وصف کردار نیست ـ در پیامش بُعد جای و حال نیست
    راوی فقط شرح حکایت میکند – مستمع خود درک و قضاوت میکند

    داستان در دهی بود دوردست – مردمش قومی بزرگ بود و تنگدست
    نعیمش مردکی قربان نام بود – مال اندوزی در پی کام بود
    ارث برده ملک و باغ از پدرش – رعیت را نموده بیچاره و در بدرش
    ز دانش و ازادی سخت خائف بود – زخطرش به دکان ریا پر واقف بود
    چو ز بزرگ و کوچک واهمه داشت ـ ز چوب و تشّر به دلها بیم کاشت
    گر کسی کرد نافرمانی ز امرش – به خشم امد و نهاد در بندش
    گفت نکنید مرا ز کوره بدَر – ورنه میکنم بپا چکمه های پدر
    مستشار گفت با تمسخر و خنده – این فعل و صفت نیست تو را زیبنده
    چو دیدی خشم مردم سر به سر – زود فرار کن به خارج بی درد سر
    پدرت را نام بود قربان قلچماق – خلق لرزان ز ترسش در دشت باغ
    او معیشت میکرد از باج سبیل – ملک میگرفت بضرب چوب و بیل
    چنین، ثروت و دولت بنیاد کرد – دل آیندگانش زخود شاد کرد
    بهتر که ببری ز یاد قلچماقی را ـ حاجی شده، باز کنی بقّالی را
    چو شوی متدین و ظاهر صلاح – چپاول کنی خلق را بدون سلاح

    حاج قربان شد و دیانت اغاز کرد ـ یک دکّان فروش روغن هم باز کرد
    عکسش داد زینت بشکه ها را – بدلخواه تائين میکرد او بها را
    گر شاکیی بُد زین کسب و حساب -میدادش فحش خارمادر به جواب
    پرسید فحاشیش از بهر چیست – این بی ادبیش را استاد کیست
    گفتند جدّش قربانقلیِ چاروادار بود – بیابانگردی بیسواد و خردار بود
    چوبدستش بود همچون گرز سام – فحشهاش شهره نزد خاص و عام
    این بفکر خویش نه فحاشی کند – راه و رسم نیاکان پاسداری کند

    حاج قربان جیبها پر پول ساخت ـ خلق آزُرد و دلها پر خون ساخت
    پنهان نمود سکه در زیر زمین – تا نیابد کس آگهی در سرزمین
    عاقبت مردم جمله بفریاد امدند – کار رها کرده به میدان امدند
    خروشید شب و روز مردم ده – که قربان برو ، حق ما پسده
    شنید خشم ملت و داستانش را – بترسید و لرزه فتاد دستانش را
    بخواند رائ زنان و مستشاران را – که تدبیری کنند بنجات ایشان را
    گفتند تو اطعام مساکین کن – دل رعيت را خالی از کین کن
    قنبر اشپز را گو تا فسنجان و پلو – حاضر کند برایشان،با کباب و چلو
    گفت اشپز و پخت و پز نمیخواهم ـ باطیارهٔ ز رستوران ماکسیم می ارم
    بخواند رجال و خوانین املاک را – زیاد برد خلق پژمرده در خاک را
    بیاورد رامشگران ز نزدیک و دور – تا نوازند و کنند شادی و سرور
    سیاه بازی وشبیه خوانی بر پا کرد – بابا کرم و رقص عربی هم اجرا کرد
    رجالِ میهمان نوشیدن و بلعیدند – بریش حاج قربان و ملتش خندیدند

    ان جشن و سرور پایان یافت – خشم مردم ده التیام نیافت
    همه فریاد کشان، گره به جبین ـ که قربان بروَد برون ز زمین
    اینبار وزیران و رأی زنان مکارش – نمودند حیله ائی دگر در کارش
    گفتند این ملایِ ده دعا گویِ تست ـ جیره خوار سفره ات بوده دُرُست
    انچه خواهی از دل و جان می کُند – خلق را برایت نرم و آرام می کند
    چو رعیتند خشمگین ، همه – میکنیم عوض چوپان را در رمه
    واعظ است و زبانِ عام میداند – نصیحتشان کرده براه میراند
    بده ملک و رعیت، بدست ملایِ پیر – سال دگر بیا و امانت را پس گیر
    اندیشه مکن ز حاصل و مخارج – عایدیت بیاید بحساب در خارج
    گفت نی ملا نباشد این را لایق – اوست در ده رزل ترین خلایق
    ز بهر پول میچسبد چون سریش – گیوه پاره و شپش دارد بریش
    گدائی کرده راه معاش خویش – هر زنی دیده کرده عیال خویش
    اخر پذیرفت رهنمود رندان را – زناچاری ترک نمود گلستان را
    گریست و با بقچه به طیاره شد ـ ترسید ز مردم وسویِ بیگانه شد

    چو ملا گرفت بدست زمامِ امور ـ ز یاد بُرد عدل و بنا نهاد زور
    او بست ملت را بچوب و فلک ـ مال اندوزی نمود با دوز و کلَک
    چو ز علم ودانش واهمه داشت ـ برواج جهل وخرافه همّت گماشت
    کهنه ریخت و شد شیکِ نو نوار – خر فروخت و شد مرسدس سوار
    خلق را هنوز نانِ خوردن نبود ـ ز ترسِ چوب و فلک نایِ گفتن نبود
    حاج قربان پیغام داد ملا را ـ چه کردی سهم و عایدیِ ما را
    بجایِ پول او را یک بیلاخ داد ـ امانت را حواله بر سر شاخ داد
    از ان بیلاخ حاج قربان بمرد ـ دق کرده در غربت جان سپرد

    از او ماند وارث بدنیا یکنفر ـ مردکی تنبل ، بی‌ عقل‌ و هنر
    نبُدش بجز عیش فکر دگر ـ از ان پدر بشاید چنین پسر
    این زمان رندان بفکر افتادند ـ تا حاج زاده را سر کار بگذارند
    تا عهد قدیم استوار نمایند ـ بزر و سیم،خود رستگار نمایند
    ساده لوح و طماعش یافتند ـ بهر بکار گیریش زود بشتافتند
    متملق وچاپلوس رفتند بدرش ـ چنان که مرسوم بود زمان پدرش
    الحق که پسر حاجی توئی ـ چاق و چله بهتر از باجی توئی
    در عالم برتر از فکر تو نیست ـ بگو که همطرا زِ تو کیست
    در اختر تست سالاری و مهی ـ در گوهرت پیدا خوبی و فربهی
    این ده ،ملکِ سزاوارِ تست ـ یادگارِ ان جدّ بزرگوار تست
    خلق نخواهد دگر ملا را ـ بجای پدر ، میطلبد شما را
    بشو رعیت را تو شبان و ولی ـ میکند شکر به کفن دزد اولی
    چون پدر اطعام مساکین کن ـ خلق را ز خویش بی کین کن
    بده ابگوشت ودوغ و بستنی ـ خوابشان کن با دروغ و گفتنی
    تسبیح بدست و عابد نما شو ـ مردم بفریب و فرمانروا شو
    حاج زاده خشنود ز ان سخن ـ کرد هوس میوه و باغات وطن
    ـ ادامه داردـ
    کوهستانی- Face book

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s